تبلیغات
•• جزیره گیمــر •• - اندیشه بزرگان: هیدكی كامیا و هیدئاكی ایتسونو
 

هیدکی کامیا (Hideki Kamiya)

یكی از محبوب ترین سری بازی های من از صنعت بازیسازی ژاپن، سری Devil May Cry است. این سری بازی ها قطعاً یكی از بزرگترین عناوین تاریخ هستند كه عناوین زیادی از روی آن ها الهام گرفتند و یا تقلید كردند. نسخه اول این سری در سال 2001 عرضه شد كه خالق آن هیدكی كامیا بود. كامیا یكی از خالقان سری Resident Evil هم است. آن ها برای ساخت نسخه دوم Resident Evil آماده شده بودند و طرح هایی جدید ریخته بودند، اما بعداً این طرح ها تغییر كردند و به طور كلی نسخه اول Devil May Cry خلق شد. كامیا آماده ساخت یك بازی Hack and Slash بود، اما می خواست كه ساختاری جدید در این سبك خلق كند که متفاوت تر از سری Ninja Gaiden باشد.

می توان قالب اصلی بازی را شبیه به عناوین مبارزه ای ژاپنی دانست كه به صورت مرحله ای و با چندین دشمن انجام می شود. مسلماً بزرگترین نكته ای كه DMC را با سایر بازی های هم سبك خود متفاوت می كند، سرعت آن است. سرعت این بازی به قدری زیاد بود كه به سختی می توانستید حتی حركات اجرایی خود را مشاهده كنید. داستان بازی در مورد یك نیمه انسان و نیمه شیطان به نام دانته اسپاردا (Dante Sparda) بود كه كارش شكار شیاطین است. او یك باشگاه و بهتر بگوییم دفتر كاری به نام Devil May Cry دارد و اشاره ای به این كه حتی می تواند اشك شیاطین را هم در بیاورد، می کند.


همانطور که مشخص است، الهامات كامیا برای این بازی از كمدی الهی دانته است. كامیا نام شخصیت اصلی خود را دانته و نام بسیاری از شیاطین و بناهای بازی را از كتاب دوزخ دانته اقتباس کرد. همان گونه که گفته شد، در ابتدا قرار بود DMC1 دنباله ای برای Resident Evil باشد. به همین جهت از نظر ساختاری شباهت هایی (مثلاً نوع دوربین و یا بازی كردن در یك فضای جن زده و ترسناك) به آن بازی داشت. مكان اصلی نسخه اول، یك عمارت قدیمی بود كه شیاطین از طریق این مكان راهی به دنیا بازكرده بودند و دانته حالا باید جلوی آن ها را می گرفت. شخصیت دانته بر خلاف نسخه های بعد در DMC1 خیلی جدی بود و كمتر شوخی می كرد.

این موضوع كمك زیادی به خوفناك بودن بازی كرده بود. كامیا خیلی خوب توانسته بود علاوه بر قدرتمند ساختن شما در بازی، در عین حال ترس را هم درون مایه آن قرار دهد. مثلاً حل كردن معماهای بازی كه خیلی جالب هم كار شده بودند، جوی خوفناك داشت و فرصت خوبی برای القای حس جن جزدگی و یا به قولی تسخیر شدگی عمارت بود. كامیا سیستم بسیار جالبی را در مبارزات بازی پایه گذاری كرد كه در تمام DMCها و حتی بازی مثل God of War هم دنبال شد. گیم پلی در بخش مبارزات خیلی سریع بود و كامیا با قرار دادن سیستم Ranking Style باعث شده بود که این حركات خیلی هیجانی تر شوند.

به طوری كه شما باید بدون ضربه خوردن، پشت سر هم فنون چندضرب متفاوتی را اجرا كنید و در آخر بازی بر مبنای این حركات درجه بگیرید. این سیستم امتیاز دهی بازی كه به ترتیب حروف الفبای انگلیسی بود، شما را ترغیب می كرد تا گاهی فقط برای اینكه امتیاز بیشتری بگیرید، یك مرحله را بارها و بارها تکرار کنید و تصور كنید با سخت تر كردن بازی این موضوع چقدر هیجان انگیز می شود. سرعت گیم پلی DMC دیوانه وار سریع بود، شما با شمشیر خود تمام شیاطین را متلاشی می كردید و ناگهان می توانستید دو اسلحه قدرتمند خود را هم بدست بگیرید و شلیك كنید. استفاده از اسلحه در عقب نگه داشتن دشمنان خیلی مفید بود. این سرعت عمل بازی را خیلی داغ نگه می داشت و خیلی خشن و برق آسا پیش می رفت. بعداً در سری God of War ما چنین موضوعی را هم دیدیم، ولی باز هم هیچ گاه گیم پلی آن بازی به سرعت DMC نمی رسید. از عناوین موفق دیگر كامیا، بازی زیبای Okami بود كه در دنیایی آبرنگ مانند پیگیری می شد و شخصیت اول آن یك گرگ بود.

Okami هم بازی بسیار نوآورانه ای بود و سرعت عمل آن همانند DMC خیلی سریع و جذاب بود و برای اولین بار یك سری استانداردهای جدید خلق كرد. واقعاً جای تحسین دارد كه كامیا چقدر راحت می تواند از یك سبك تاریك مثل DMC یك زیبایی مطلق و روشن را با Okami طراحی كند. كامیا بعداً با Capcom مشكل پیدا كرد و با پیوستن به استودیوی Platinum Games بازی هایی كه به ساخت آن ها علاقه مند بود را ادامه داد. او باز هم یك بازی بسیار سریع و عجیب مثل DMC ساخت. این بازی Bayonetta بود كه باز هم همانند بازی های قبلی او شخصیت متفاوتی داشت كه یك زن بود و او با استفاده از موهای بلند خود مبارزه می كرد. سرعت عمل و مراحل متفاوت و بامزه از نكات جالب این بازی بودند. از كارهای دیگر كامیا می توان به سری موفق Viewtiful Joe هم اشاره كرد كه این بازی هم یك جو بسیار جالب و زیبا داشت. كامیا بدون شك یكی از بزرگترین استعدادهای صنعت بازی است كه هیچ گاه افت نداشته و همیشه بازی های فوق العاده با بنیانی جدید را خلق كرده است.

هیدئاكی ایتسونو (Hideaki Itsuni)

مناسب دیدیم كه در راستای صحبت در مورد سری بازی های Devil May Cry نگاهی هم به كارگردان دیگر این بازی كه از نسخه دوم به بعد تمام نسخه های DMC را ساخته، بیندازیم. هیدئاكی ایتسونو در ابتدای كار خود پروژه ای عظیم را قبول كرد. او باید دنباله ای برای Devil May Cry می ساخت که كامیا آن را به زیبایی هر چه تمام تر خلق کرده بود. متأسفانه اولین كار او در سری Devil May Cry كه نسخه دوم از این بازی بود، اصلاً نتوانست به موفقیت نسخه اول دست پیدا كند. آن ها محیط ها را بزرگتر كردند، دشمنان را بیشتر كردند و حركات جدید به مبارزات اضافه كردند، ولی مشكل اینجا بود كه ایتسونو فراموش كرده بود كه نوآوری خیلی بهتر از بازآوری است.

برای همین، به دلیل كم تجربه بودن تیم او، بازی حتی در این بخش ها هم نسبت به نسخه قبل ضعیف بود. Capcom اعتماد خود را از ایتسونو از دست نداد و ساخت نسخه سوم بازی را هم به او داد. ایتسونو اینبار از گذشته درس گرفت و كاملاً یك بازی جدید ساخت و در عین حال بازگشتی به نكات موفقیت آمیز نسخه اول داشت. این نسخه اولین بخش داستانی دانته را روایت می كرد. ایتسونو اینبار به طور كلی یك شخصیت خیلی بامزه خلق كرد و دانته را از نظر شخصیت خیلی متفاوت تر ساخت كه حتی منبع الهامی هم برای ساخت شخصیتی مثل نیتن دریک (Nathan Drake) هم شد. این نسخه كه محبوب ترین بازی من در این سری است، باز هم محیط های بسته نسخه اول را بازگرداند و ترتیب معماها و فضای خوفناك DMC1 را نیز روی كار آورد.

نسخه دوم بازی، خیلی آسان شده بود، ولی DMC3 خیلی سخت تر و چالش برانگیزتر شد و همین وضوع در كنار سیستم Ranking Style باز هم یك گیم پلی بسیار فوق العاده خلق كرد كه اینبار داستان خیلی بهتری هم نسبت به قبل روایت می كرد. Boss Fightها خیلی بیشتر و جذاب تر شدند و تقابل دانته با برادرش ورجیل (Vergil) (كه نام او هم از كمدی الهی دانته گرفته شده بود) بسیار دیدنی بود.

ایتسونو در نسل جدید سعی كرد تا همان سبك خودش را از DMC3 دنبال كند و در عین حال مضامین جدیدی هم به بازی اضافه كند كه مثلاً تغییر شخصیت اول بازی از دانته به نیرو (Nero) بود. DMC4 هم یك بازی موفق در این سری بود، ولی كمی دچار تكرار هم شده بود و به همین دلیل بود كه Capcom ساخت بازی جدید در سری Devil May Cry را به استودیوی غربی Ninja Theory سپرد. ایتسونو با چشم پوشی از نسخه دوم این بازی، بهترین گزینه برای دنبال كردن روند جذاب DMC بود و به شخصه علاقه زیادی به كارهای او دارم. بازی جدید وی Dragon's Dogma نام دارد كه عنوانی جالبی به نظر می رسد.






نوع مطلب : نقد و بررسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 09:33 قبل از ظهر
Great beat ! I wish to apprentice at the same time as you amend your website, how could i subscribe for
a weblog web site? The account aided me a acceptable deal. I had been tiny bit
familiar of this your broadcast provided shiny transparent concept
شنبه 30 اردیبهشت 1396 07:41 قبل از ظهر
I think the admin of this web page is truly working hard in support of his web site, since here every stuff is quality based data.
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 12:56 بعد از ظهر
I love your blog.. very nice colors & theme. Did you design this
website yourself or did you hire someone to do it for you?
Plz reply as I'm looking to design my own blog and would like to
know where u got this from. cheers
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 01:57 قبل از ظهر
Hey there! I've been reading your blog for some time now and finally got the
courage to go ahead and give you a shout out from Dallas Texas!

Just wanted to tell you keep up the excellent work!
جمعه 25 فروردین 1396 12:20 قبل از ظهر
We're a group of volunteers and starting a new
scheme in our community. Your web site provided us
with helpful info to work on. You have done an impressive job and our whole neighborhood shall be grateful to you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


•• جزیره گیمــر ••
دنیای بزرگ بازی های رایانه
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : MOHAMMAD
نویسندگان
نظرسنجی
بیشتر از كدام ایتم های گارنا خرید می كنید؟










آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


ساخت فلش مدیا پلیر